X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

اسپند روی آتش

یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 01:29 ق.ظ

نقطه سر خط!

خیلی وخته که دیگه دستامو شستمو بازنشسته ی هر رقابتی شدم!

توی راه عاشقی هر فرصتی پیش اومد پرتردید و تهدید بود... خلاصه ،قید همه چیو زدیم، دلمونو عین ته سیگار زیر پا له کردیمو گذاشتیم اون یه ذره آتیش سرشم خفه شه بره پی کارش!


اونقدر "مَرد!مَرد!" کردن، که مردی شدیم واسه خودمون تو لباسای زنونه! تو مانتو و شلوار و سربند و ...!تخسیر ما نبود اگه مادر زنونه گی یادمون نداده بود! تخسیر ما نبود که آدمها(علی الخصوص نوع مذکرشون)دچار نسیان اند! هعی ی ی

القصه،رفیق!

 دلخور نشو اگه می بینی جوابتو نمی دم،رفیق!

 حالا دیگه یه پایان همیشگی آغاز شده رفیق!
 همین دیگه.

نقطه سر خط!

 


پایین نوشت:

1.بالاخره فرصت شد که تمام کامنتهای پست قبل را از اول تا آخر با حوصله بخوانم و پاسخ دهم. ممنون از دوستانی که همچنان می خوانندم.

2.سخت میشود از کسی دلخور شوم.

3.آنقدر درگیری های ذهنی ام  فت و فراوان شده که متاسفانه مدتی فرصت کتابخوانی و فیلم بینی نخواهم  داشت .

 4.مستندی درباره نجف دریابندری که سه شنبه گذشته در خانه هنرمندان به نمایش گذاشته شد چیز جالبی بود. جای همه اونایی که نبودن سبزو خرم

5.عجیب آدم سخت جونی ام من!

کی میتونه 12 ساعت راه رو با اتوبوس امشب بره . پس فرداشب برگرده؟  بعدشم راه براه بره سرکارتا 7شب؟  تا ا این موقع شب هم بیداره بمونه پای نت!!!؟