X
تبلیغات
رایتل

اسپند روی آتش

دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:22 ب.ظ

ابزار نجوم یا رمالی!؛ تبریکی به کارکشته گان!

شاقول رو که می دونستم از اجزای ترازو وتراز کردنه، اما در باره ی کاربرد اسطرلاب شک داشتم!

 

نحوه تقابل آدمها با اشیا و ابزار آلات مورد استفاده ی بشر طی تاریخ ، باید موضوع جالبی باشه!

12 سالم که بود ، یه ابزار، شبیه کره ی زمین توی موزه چشمم رو گرفت ، از پدرم پرسیدم : این دیگه چه جور کره ی جغرافیاییه؟ جواب داد این که کره نیست بابا، به این میگن اسطرلاب ! قدیما منجم ها و ستاره شناس ها ازش استفاده می کردن!

بدم نمی اومد بدونم دقیقا چه استفاده ای اما نمی دونم چرا نپرسیدم!


زمان گذشت تا رسیدم به اواخر دهه سوم زندگی! و دوره دوم تقابل بنده با این ابزارها آغاز شد! ینی زمانی که همسر سابقم فکر می کرد در حال تجسس و فضولی  تو کار  و بارشم! زمانی که می دید با تمام تلاشش بازم بعضی چیزا رو نمی تونه از چشمم مخفی نگه داره!
( اگه دوست دارید بگید فضول یا حسود ی یا یه چی تو این مایه ها! باهاس بگم، بعله آقا جان! من همچین آدمی هستم و ازین بابت راضیم از خودم!!! و حتا معتقدم لازمه همه ی زنها تو روابط زناشویی تا جای ممکن اهل کنکاش باشن!)


برای مثال اگه از سر اتفاق و نه فضولی و ردیابی(!) حتا ،  به سایت یا وبلاگی سرزده بودم که اون هم گه گداری بهش سر می زد و اتفاقا کامنتی از بنده اونجا روءیت می نمود، بلا فاصله با نیش تا بنا گوش باز و دندونهای ردیف و تا آسیاب نمایان (!) و چشمهای ریز کرده ی فوق ذوق زده  و ابروهایی که یکی رو عمداً قدری بالاتر می فرستاد تا حین حرف زدن و اثبات استدلالاتش، اون ابروی بی نوای بالا رفته رو مدام بالا و پایین کنه ، انگار که ابزاری کارا در اثبات استدلال و به کرسی نشوندن حرفش  باشه، می اومد تو درگاه اوپن آشپرخونه که :

"می بینم که بازم شاقول و اسطرلاب به دست گرفتی و رد ما رو میزنی!!!!"


تو 85% موارد که اشتباه می کرد می تونستم بدون استفاده از آینه چهره ی بهت زده خودم رو ببینم!!!
 15% بقیه که حدسش درباره ی ردیابی من درست بود،تلاش می کردم که چهره ی خودمو بهت زده نشون بدم!

به هر حال در 100% موارد اون باورش نمی شد که شاقول و اسطرلابی در کار نبوده باشه ! اگرم قرار بود بهش اثبات کنم اونقدر اون ابروی عجیب غریبش رو ،ورجه وورجه می داد و دندوناش رو دو نقطه دی نشون می داد تا منم نتونم حالت جدی بودنم رو حفظ کنم و دندونام بعد چند دقیقه ریخته شده بود تو یه خنده ای که به زور داشتم خفه اش می کردم!!!

.......


شاقول  احتمالا ربط زیادی به نجوم ورمّالی و ستاره شناسی و بخت و اقبال بینی نداره! شاید هم داره و همسر سابقم  سرر رشته ای داشته تو این زمینه و لو نداده بوده! یا شاید همسرگرامی منظورش همون  "رمل و اسطرلاب" بوده!


می دونم الان حدود 6 ماهه که ایشون اینجا رو پیدا کرده و الان از خوانندگان خاموشیه که این خطوط  رو میخونه!!!

خواستم بگم ، ما که خیلی وقته رمل و اسطرلاب و  شاقول رو زمین گذاشتیم و میدون رو به
جوون هایی سپردیم که آروم و بی سر و صدا از زمین برداشتنش! :دی

خواستم با کمی تاخیر، از همین تریبون ، تبریک بگم به اهالی کارکشته ی اسطرلاب کار! :دی


و این هم انواع اسطرلاب جهت روشنگری! :) :