اسپند روی آتش

یکشنبه 18 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 06:10 ب.ظ

اکنون پس از سه سال قمری

محرم است. نشسته ام روی یکی از نیمکتهای  پارک هنرمندان...

جایی که ظهر عاشورای سال ١٣٩٢نشسته بودم. بایک ظرف قیمه ی نذری که او تمام کوچه های اطراف میدان فردوسی را همراهم گز کرده بود برای یافتنش...

گربه ها غذا را کوفتمان کردند. او عصبانی شد و باقی غذا را با غیظ طوری در سطل زباله انداخت که یک دانه برنج هم نصیب گربه ها نشود.

این بود ، خاطره من و نیمکتی از نیمکت های پارک هنرمندان با یک "او" که اکنون زندگی پروانه ای اش را در کنار  زن زیبایش سپری میکند.