اسپند روی آتش

یکشنبه 3 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 12:28 ق.ظ

هوای حوصله

نق می زنیم...غرغر می کنیم.... قرار است چند روزی از  تعطیلات مبسوط نوروز را در کنار خانواده به کسالت بگذارنیم.

کاملا قبول دارم که اینجانب عمری سر دسته ی شاکیان دایم الغر بوده ام!اما رفقا بنظرم وقتش رسیده که قدری  متحول بشویم! روی سخنم با آنهاییست که ازفاصله گرفتن با زندگی خصوصی و شخصیشان در این چند روزه شاکی هستند!

واقعیت ماجرا ازین قرار است که خانواده ایرانی دخالت در کار فرزند را حق مسلم خودش می داند.و واقعیت دیگر اینست که فرزند امروز دفاع از حوزه خصوصی و داشتن زندگی مستقل را حق مسلم خودش، 

بنظرم بد نیست و اصلن لازم است ، فرزند سرکش امروز پس از بدست آوردن آزادی و استقلال مطلوبش در این فرصت های محدود نوروزی کوتاه بیاید!

بنده در حال حاضر برای بدست آوردن دل مادربزرگ گرامی به درد معده دچار شدم! *و خیلی هم پشیمان نیستم...

در کل وقتی هر سال لحظه تحویل سال جای خالی عزیزی را کنار  سفره هفت سین خالی ببینی و امسال دهمین سال غیبتش باشد.... انگار که نسیم تحول می وزد! که نکند سال دیگر عزیز دیگری نباشد...

خلاصه بعد از این همه سرکشی و بدست آوردن خیلی از خواسته های نامعقول در جامعه و خانواده سنتی چیز زیادی ازمان کم نمیشود اگر چند روز تاب بیاوریم و دل به دل عزیزانمان بدهیم.



نه اینکه درست باشد اما حداقلش تظاهر به خوردن برای به دست آوردن دل که میشود نمود!