X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

اسپند روی آتش

پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:13 ب.ظ

بی نام *

 

زنی که یک سر داشت و هزار سودا ، علاقه ای نداشت که که در تنگنای روزمره گی هایش، اتفاقات زندگی اش هم شبیه رخدادهای زندگی نقش اول فلان فیلم مشهور شود و بیزار بود از این شباهت های چسبناک ننگین و رنگین که هنوز جزء خط قرمزهایش بشمار می آمدند!

از قضای روزگار، زن ِ مفلوک یک روز که از خوابِ نا،نازش چشم باز کرد متوجه شد که  چرخ ناموزون زندگی اش به سراشیب دره ی لایتناهی مصائب مثال نازدنی می غلتد و اتفاقاً داستان زندگی اش با همان داستان کذایی فلان فیلم مشهور مو نمی زند و فلان فاجعه عظمی مثل خرچنگِ تیزچنگ بیخ گلویش را گرفته و تا خونش را نمکد ،رها نمی کند... و در همین بهبوهه بغرنج، ناخواسته تمامی خط قرمزها را با دست و پای خودش فتح کرده است!

زن که حالش گرفته بود و دماغش لاغر شده بود و سرش افکنده ،با صورت و با سرعتِ نور ، به دیواری پرخار و خطر در فاصله ی 1متری اش نزدیک می شد و عنقریب بود که تبدیل به اعلامیه ی ترحیم تصویری تمام عیاری بشود بر دیوار کذایی فوق الذکر! زن 6 دنگ حواسش را جمع وجور کرد و ترمز دستی چرخ ناموزون مزبور را به موقع کشید ؛درست همانجایی که زیر پایش خالی می شد!...

 



* لطفاً با قوه ی خالقه ی خود نامی برای این نوشته بگزینید!