X
تبلیغات
رایتل

اسپند روی آتش

پنج‌شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:00 ق.ظ

ما را به آسفالت سوراخ!


هوای قهوه ای شهر را به ریه های  قهوه ای ات فرو بده .
بستنی قهوه ای رنگ  و یخ زده را در لیوان ِ قهوه ی قهوه ای بریز و با قاشقک قهوه ای در حلقت بریز!

همزمان قلم قهوه ای را بردار و روی کاغذِ قهوه ای ، تراوشات  قهوه ای مغزت را در قالب کلمات قهوه ای بریز که چرا روزنامه ها ی قهوه ای، دو - سه  روز است  کاغذ قهوه ای را به کاغذ های خاکستری ترجیح می دهند و به جوهر قهوه ای، ماجرای فیلم "دوستی عمو خرس قهوه ای !" و دوستان قهوه ای اش را که نقش اولش را میمون قهوه ای  عهده دار است ، برای خوانندگان قهوه ای آب و تاب میدهند؟

مگر خدای نکرده خوانندگان قهوه ای را قهوه ای فرض کرده اند و نمی دانند که ممکن است شستشان باخبر باشد و "دوستی عمو خرسه " را با "بزک نمیر بهار میاد" اشتباه نگیرند؟! البته واضح و مبرهن است که این روزها  همه ی بازیها و قصه ها قهوه ای شده اند و حالا گیریم که خوانندگان هم قهوه ای باشند اما دلیل نمیشود...گیریم که همگی طبق معمول در انتهای بهار،کاغذ های خط خطی شان را در تنور داغ قهوه ای بیندازند و فارغ باشند از یادآوری اینکه کاغذ سوخته هم "قهوه ای " می شود!


هی! نویسنده ! نبینم جدیداً سلیقه ی رنگی ات را به قهوه ای تغییر داده ای؟!!! آن کت چرم شیک و قهوه ای را خوب کردی پس دادی! زیبا بود و اغوا کننده اما خب قالب تن تو نمیشد. ضمنا اینکه من را به شدت به یاد کیف های انگلیسی دهه سی می انداخت که اصلا دوستشان نداشتم!!!


 میگویند که باید مراقب باشی که هم قهوه ای نشوی و هم گیر ندهی به این بازیهای قهوه ای میان قهوه ای های خرد و کلان ...

در هر حال یادت باشد " سگ زرد همیشه ی خدا برادر شغال می ماند "هر چند هر دوشان منکر رنگ قهوه ای باشند!



فایلهای مفید و آموزنده!:

1. ترانه فخیمه ی ناری ناری محض بهره برداری دوستان.


2. تئاتر صوتی بسیار آموزنده! البت اگر هنوز دریافت نکرده باشید!