X
تبلیغات
رایتل

اسپند روی آتش

چهارشنبه 8 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:18 ب.ظ

یکی بود، یکی نبود!

خدا نصیب گرگ بیابان نکند! بعد از دوسال دچار سرماخوردگی خنسی شده ام. 


آخرین بار یکی بود، که نبود! که رفته بود پی خوش گذرانی. که بعد از  آن بکوب بخواند برای ارشد ام بی ای! 

 آخرین بار همکاری بود که با همه ی ویژگیهای غریبش دستم را بگیرد و کشان کشان ببرد برای آمپول و سرم زدن و بهبود یافتن!


آخرین بار یکی بود که وقتی از سفر برگردد به جای دلجویی بگوید : " ای بابا! زن! تو که همش مریضی!" که حالا با یادآوری این مدل خاطرات از خودم بپرسم چطور میشود چنین آدمی را دوست داشت؟!!!

این بار نه این است و نه آن!


این بار در عوض دوستانی هستند که با وجود همه ی مشغلات روزمره شان ساعتی برای دیدار و گپ و گفت اختصاص دهند که با تمام خستگی به شوق دیدارشان این تن له و کوفته را بعد از یک روز کاری بکشانم به سر قرار! 

 دیدن دوستانی که از هم صحبتی شان لذت میبری و می دانی که قدری بیشتر از همکارانت از مغزشان کار می کشند.دوستانی که مسئولیت اجتماعی خود را درست درک کرده اند. آدمهایی که تعریف درست تری از فایده گرایی دارند. نه تعریف حاکم بر ذهن او که بود و او که نبود!



برو بچز، لیلون عابدین بیمار داره میره الوند! میگن سرده خیلی! برنگشتم حلال کنید خلاصه!!!