X
تبلیغات
رایتل

اسپند روی آتش

دوشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 07:43 ب.ظ

درو دیوار به هم ریخته شان بر سرم میشکند...

دلیلی ندارد همه ی آدمها شبیه هم باشند اما ای کاش آدم های اطرافت ، دست کم قدری شبیه تر بودند!...

حرفهاشون معمولا جذابیتی نداره برای من. قصد ارزش گذاری ندارم ، اما خیلی خوب می شد اگر حرفهای بیشتر و بهتر و مهم تری داشتیم و  یا داشتند برای گفتن  به هم . نه فکر من برای  اونا جذابیتی داره و نه گپ و گفت اونا برای من !
آخرین مدل یخ چال کدومه؟ ساید بای ساید نقره ای که همش لک میشه به درد نمیخوره!  الان چه رنگی برای ست آشپزخونه مد شده؟ ئه؟ راس میگی؟ پس من عجله کردم!حالا چی کار کنم؟مبلای راحتی که سفارش دادم فلان رنگیه! ای بابا این رنگی که دیگه دمده شده! فرش؟ نه بابا نپسندیدم اونا رو ! یه دونه ظرف جای مایع دستشویی بود پنجاه هزار تومن... بعد شوهرم گفت .... !رنگ پلو پزم با در سطل زباله جور نیست!!! باید یه فکری براش بکنم!

ورزش؟!!! وااای کی حوصله داره؟

کتاب ؟!!! وااای چقد بیکاری!!!

 خلاصه شنیدن این قبیل گفتمانها کسالتی حاکم می کنه در واقعیتی که هر روز دارم درش نفس می کشم . کسالتی که مجبورم  جدی هم نگیرمش... گاهی درود می فرستم به مخترع هدفن!...
داداش نیگه دار! من همین جا پیاده میشم...